تبلیغات
معماری - هرمنوتیك و معماری
معماری
جمعه 23 اردیبهشت 1390

هرمنوتیك و معماری

جمعه 23 اردیبهشت 1390

نوع مطلب :
نویسنده :حسن عبدپور

« بیننده‌ای، خواهنده‌ای، آفریننده‌ای و هم پلی به آینده و نیز دردا همچون عاجزی مانده برپل ... »
(فردریش نیچه)


علم هرمنوتیك كه با دیگاههای هایدگر و گادامر پا به عرصه كلامی و فلسفی و
ادبی وعلوم مختلف گذاشت، در ابتدا با نقد ادبی و چالشهایی در این باب اغاز شد. هرمنوتیك (hermeneutics) در فعل یونانی هرمینویین (hermeneuein) نهفته است كه عموما به تاویل كردن ترجمه می شود. كاوش درباره اصل و منشا این دو كلمه، ‌ماهیت تاویل را در علم كلام و ادبیات به طرز شگفت آوری روشن می كند و در زمینه بحث كنونی نیز پیش در آمد ارزشمندی است به فهم علم هرمنوتیك جدید!
اندیشه های هایدگر مرز نمی شناسند، او درباره ی بسیاری از نكات و مسایل فلسفی نظر دارد. مساله هایدگر را به نحوی ساده گرایانه می توان این گونه بیان كرد. معنای هستی چیست؟ آوای هستی كدام است؟ ... نكته جالب توجه این است كه نقطه شروع فلسفه هایدگر با آن همه پیچیدگی ها و دشواری ها كه زبانزد همگان شده جنین پرسش ساده ای است كه به ذهن هر كودكی می آید، بی آنكه هرگز پاسخش را بیابد.
سرلوحه كتاب هستی و زمان هایدگر جمله ای است از مكالمه افلاطون :« اكنون ... بیایید و مطلب را بر ما روشن كنید. هنگامیكه از باشنده سخن می گویید،‌مرادتان چیست؟ بی گمان منظورتان از دیرباز بر خودتان روشن است. ما نیز پیش تر گمان می بردیم كه مقصود شما را دریافته ایم ولی در این دم كاملا ناتوان شده و درماندهایم.». هایدگر می كوشد تا با آشكار نمودن مفاهیم مد نظرش هرمنوتیك را معنا نماید. او یادآور میشود هر چیز (هر ابژه ی) این جهان بر ما ظاهر می شود، هر شكل ظهور حتی ساده ترین شكل آن آشكار شدن چیزی است. آگاهی ما از چیزی، و به سوی آن چیز است. این آشگارگی همواره مجموعه ای از باورها یا فرض ها را همراه دارد، چیزهایی چون واكنش های طبیعی، ارزش گذاری ها،‌ رویكردهای عاطفی و حسی. پس نسبتی هست میان آنچه آشكار می شود و آنچه به سوی آشكارگی پیش می رود.
اما آنچه كه مسبب ایجاد ارتباطی میان گستره بین هرمنوتیك و معماری گشت از آن بعد است كه آفرینش معماری به طور كلی دوبعد دارد صورت یا فرم و معنا یا مفهوم. این دو مقوله درطول تاریخ معماری و به خصوص معماری معاصر بحث انگیزترین مباحث د معماری بوده اند. آفرینش معماری روندی است كه با مقولات ذهنی و معنایی معمار آغاز می گردد و در نهایت به مقولات عینی و صوری می انجامد و سپس مخاطب آن بازخوردی معنایی و ذهنی از آن خواهد داشت. در طی این پروسه از شروع خلق معماری تا باز تصویری ذهنی مخاطب هرمنوتیك یا تاویل بسیار تاثیر گذارند و همواره سوال برانگیز!
اما ساختمان ها،‌ نظامی از نشانه های زبانی نیستند كه صرفا وظیفه انتقال پیام را بر عهده داشته باشند. معماری پیش از آنكه حرفی برای گفتن داشته باشد، باید فضایی برای زیستن فراهم آورد. با اینكه یكی از مولفه های اصلی تجربه فضا، فهم، معنا و محتوا یا پیام آن فضا است، ولی مواجهه انسان با محیط مصنوع و حتی محیط های طبیعی، فقط به جنبه ادراك معنای آن محیط، محدود و منحصر نیست. تجربه فضایی جزیی از زندگی و آمیخته با آن است، زندگی روزمره هیچ گاه از تجربه فضایی یا تجربه در مكان بودن تهی نیست، اما همه تجارب، تجارب معطوف به ادراك پیام نیستند. اگر تجربه كردن هم معنادار بودن دانسته شود، آنگاه اگر معنایی از فضا ادراك نكنیم باید نتیجه بگیریم كه هیچ تجربه ای را از سر نگذرانده ایم، كاملا واضح است كه چنین تجربه ای نادرست است. عدم برقراری ارتباط مفهومی (conceptual) با ساختمان نیز نوعی تجربه است. ادراك معنا یا عدم ادراك معنا هر دو بخشی از تجربه اند. گر چه غنای بسیاری از تجارب فضایی در گرو ادراك معنا از محیط است، اما برخی اوقات معلول و متاثر از حضور معنایی متعالی است؛‌ احساس درونی كه از مكان بر نمی خیزد بلكه رنگ وبوی خود را بر مكان می افكند.
یك ساختمان كاملا فرمال كه نه چیزی را تصویر می كند و نه بیانگر احساس یا ایده ای است، به هیچ وجه كاركرد یك نما را ندارد. آن بنا در واقع بیانگر برخی خصوصیات خودش است و صرفا خود را از سایر ساختمانهایی كه ابدا اثر هنری نیستند، متمایز می كند.
از آنجا كه ارزش ومعنای شی به خاطر مجاورت آن با رویدادی معنایی با اهمیت است، لذا توجه ما به آن شی صرفا به دلیل قابلیت آن در بازآفرینی یاد و خاطره آن رویداد است. بنابراین شی خود قابل اهمیت نیست. چنان معنا و محتوایی، نمی تواند دلیلی بر جلب توجه مخاطب به آثار معماری باشد.
یك تعبیر (جنبه) از فهم زیباشناختی این است كه معنایابی و ارزشگذاری اساسا به هم وابسته و مرتبط اند. بنابراین وقتی مخاطب مبادرت به شناخت یا به بیان دقیق تر فهم دلالت یك ساختمان یا هر اثرهنری می كند، آن را ارزش گذاری كرده است.
این تعبیر مستلزم ادراكی از تجربه او است،‌ وقتی كه ناظر از منظر علایق زیباشناختی با اشیا مواجه می شود مطابق چنین نظریه ای، می توان گفت كه چگونه یك ساختمان بر حسب تجربه ای كه از آن می شود، واجد دلالت است.
پیش از بررسی این نظریه باید میان دو گونه تجربه تمایز قایل شد: میان تجاربی كه مخاطب برایشان ارزش قایل است، چون از آنها لذت می برد و میان تجاربی كه از آنها لذت می برد و برایش ارزشمند هستند به دلیل اینكه بر خاسته از نوعی استدلال عقلی هستند. در گروه دوم، تجارب،‌ توجیه پذیرند. برای توجیه یك تجربه، دلایلی عرضه میشود تا سایرین تحت لوای توصیف معینی از آن تجربه،‌ آن را درك كنند و از آن لذت ببرند. این تجارب محصول توانایی ما در پرداختن به داوریهای زیباشناختی یا انتقادی است.
اماچه چیز وضعیت ذهنی بیننده را قابل بكارگیری در این فعالیت زیباشناختی می نماید؟ معماری ای كه مخاطب آن را زیبا می یابد، مكانی است كه او بواسطه آن تجارب لذت بخش زندگیش را از سر گذرانده است،‌ تجاربی كه اهمیت فرهنگی معماری به خاطر آنها است. اما این اهمیت به دلیل قابلیت او در داشتن چنان تجاربی است، تجاربی كه داوری های انتقادی را در خود مندرج دارند. این نمونه ای در تایید استقلال نظریه زیباشناختی است. صور دیگر تفكر عقلانی، بر حسب نتایج حاصل از استدلالهایشان، قابل شرح و توصیف هستند.
نتیجه عقلانیت عملی، عملی است و پذیرفتن آن به معنی عمل كردن بر طبق نتایج چنان عقلانیتی است. نتیجه عقلانیت نظری باور است و پذیرفتن عقلانیت نظری به معنی پذیرفتن باور در نظام اعتقادی است. ما از آثار هنری لذت می بریم. با این حال چیزهای زیادی وجود دارد كه لذت بخش هستند و تجارب خوشایندی در ما پدید می آورند ولی ما آنها را هنر نمی دانیم. لذا همه تجارب خوشایند، تجارب زیباشناختی نیستند. وقتی مخاطب به ارزیابی یك اثر معماری می پردازد، از او انتظار می رود كه حداقل تا حدودی به فهم خودش اشاره داشته باشد. لذت او در گرو فهم اثر معماری است و به خاطر این فهم است كه می تواند تجاربش را توجیه كند.
چون معمولا از طریق احساس و ذهن انسانی مقایسه هایی انجام می شود، انتظار می رود كه احساسات ما ضابطه ای برای درك فراهم آورد. هنر باید چیزی بیش از یك حقیقت فیزیكی باشد زیرا حقایق فیزیكی فاقد هر گونه واقعیت هستند در حالیكه هنر... به نحو برجسته ای واقعی است.
آرنهایم می گوید: این امر به معنای آن است كه هنر فقط به مثابه یك تجربه روانشناسانه وجود دارد، و نیروهایی كه چنین تجربه ای را به وجود می آورند، مورد توجه ما قرار دارند. اگر واقعا فرایندهای ذهنی خود را درك می كردیم، قادر بودیم آن فرایند را دریابیم. ولی چون فاقد چنین دركی هستیم، اجازه دهید آنچه را كه عموما به عنوان خصوصیات اصلی احساسمان می شناسیم، یعنی بینایی، شنوایی،‌بویایی و چشایی را مورد استفاده قراردهیم. به نظر می رسد كه در معماری، دید به عنوان حسی كه تسلط دارد و از طریق آن پویایی ها و تجربیاتی را جمع آوری می كنیم كه با ذهن و فهم ما متقابلا عمل كنند، تا دركی انتزاعی از واقعیت ایجادكنند. همان گونه كه كپش اشاره كرده است، دیدن وظیفه قرن ما است. آرنهایم ذكر میكند ناظر را بررسی كنید و در عین حال آنچه در مكانیزم عصبی بینایی می گذرد،‌ در نظر بگیرید،‌ قبل از هر چیز در می یابید كه با فرایندی شدیدا پویا سروكار دارید.
اكنون ما به عصری رسیده ایم كه به نظر می رسد شیوه عملی معمارهایمان در هیچ یك از مبانی نظری قابل تعریف و توجیه نیست بلكه كارشان بر فرم ها و باورهای رایجی استوار است كه برای عموم مردم هر دم ناخوشایندتر می شوند. این واقعیت كه بناها یكی از نیازهای پایه ای انسان هستند، قابل قبول است. چرا كه مردم و محیط صنعتی به فضای ساختمانی نیاز دارند، لكن در این رابطه پدیده ای هم وارد شده كه در عمق تاریخ موجودیت بشر زاییده است و ما آن را معماری می نامیم. همین پدیده است كه می تواند یك خانه، یك پل،‌ یك كارخانه، یك اداره، یك كارگاه و یك عبادتگاه را در مفهومی وسیعتر از آنچه كه هستند مطرح نماید. بنابراین می توان گفت كه مفهوم معماری عبارت است از ساختمانی كه معنا و مفهوم داشته باشد. اما این رویكرد به معماری همیشه این جستجوی پاسخ این سوال را برای منتقدان در بر خواهد داشت كه آیا می توان رای قطعی و متقنی درباره یك اثر معماری داشت؟




Where is the Achilles heel?
دوشنبه 16 مرداد 1396 10:45 ب.ظ
Howdy! I know this is kinda off topic however , I'd figured I'd ask.

Would you be interested in exchanging links or maybe
guest writing a blog post or vice-versa? My blog addresses
a lot of the same subjects as yours and I feel we could
greatly benefit from each other. If you are interested feel free to
send me an e-mail. I look forward to hearing
from you! Excellent blog by the way!
Foot Issues
شنبه 14 مرداد 1396 08:14 ق.ظ
First of all I would like to say excellent blog! I had a quick question in which I'd like to ask if you don't mind.

I was curious to find out how you center yourself and clear
your head prior to writing. I've had a hard time clearing my thoughts in getting my ideas out there.
I truly do enjoy writing however it just seems like the first 10 to 15 minutes are usually wasted just trying to figure out how
to begin. Any ideas or hints? Many thanks!
http://bobetteaugsburger.jimdo.com/2015/03/27/what-can-cause-heel-painfulness
شنبه 7 مرداد 1396 01:32 ق.ظ
Oh my goodness! Incredible article dude!
Thank you so much, However I am having issues with your RSS.
I don't understand why I cannot join it. Is there anybody having similar RSS problems?
Anyone who knows the solution will you kindly respond?

Thanks!!
How do you get taller in a day?
جمعه 6 مرداد 1396 07:42 ب.ظ
Hi there it's me, I am also visiting this site regularly, this website is
really nice and the users are in fact sharing nice thoughts.
foot pain after walking
پنجشنبه 15 تیر 1396 01:16 ق.ظ
Incredible quest there. What occurred after? Thanks!
http://lauri2malone7.jimdo.com
دوشنبه 12 تیر 1396 08:01 ق.ظ
Very great post. I just stumbled upon your blog and wanted to
say that I've really loved browsing your weblog posts.
After all I will be subscribing in your feed and I hope you write again very soon!
foot pain after surgery
دوشنبه 5 تیر 1396 12:26 ب.ظ
My brother suggested I would possibly like this blog.
He used to be totally right. This post actually made my day.
You cann't consider just how a lot time I had spent for this
information! Thanks!
http://vondadragotta.jimdo.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 09:19 ب.ظ
For latest news you have to pay a quick visit web and on the web I found this web site as a finest web site for hottest updates.
Winnie
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:35 ق.ظ
Hello my loved one! I want to say that this article is amazing, nice
written and include almost all significant infos.
I'd like to see extra posts like this .
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 09:09 ب.ظ
Hi! This is kind of off topic but I need some help from an established blog.

Is it very difficult to set up your own blog? I'm not very techincal but I can figure things out pretty quick.

I'm thinking about creating my own but I'm not sure where
to start. Do you have any ideas or suggestions? Thank you
مهسا
پنجشنبه 24 دی 1394 10:43 ق.ظ
سلام
خوشحال میشم باهم تبادل لینک داشته باشیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر